على رفيعى

45

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

كنندگان به نوشتار خود را از نزديك ارزيابى كند تا در صورت مساعد بودن شرايط ، خود امام ( ع ) نيز بدان شهر عزيمت نمايد . در پى اين تصميم ، « مُسلِمِ بْنِ عقيل » را كه مردى امين ، لايق ، شجاع و مورد اطمينان آن حضرت بود فرا خواند و اين مأموريّت حسّاس و خطرناك را بر عهدهء او گذاشت و پاسخ نامه‌هاى كوفيان را چنين نوشت : « از حسين بن على به بزرگان مؤمنان و مسلمانان كوفه ، « هانى » و « سعيد » آخرين فرستادگان شما نامه‌هايتان را آوردند . از آنچه نوشته بوديد آگاه شدم . خواستهء همهء شما اين بود كه ما پيشوا نداريم ، به سوى ما بيا ، شايد خداوند به وسيله تو ما را هدايت كرده به گرد حق جمع كند . اكنون برادرم و پسر عمويم و شخصيّت مورد اعتماد در ميان خانواده‌ام ، « مُسلم‌بنِ عقيل » را به سوى شما فرستادم . اگر او نوشت كه خردمندان و صاحب نظران و عموم مردم بر آنچه در نامه‌ها نوشته شده است اتّفاق نظر دارند ، به زودى نزد شما خواهم آمد . ان‌شاءاللّه . به جان خودم سوگند ، پيشوا نيست مگر آن كس كه بر اساس كتاب خداحكم كند ، عدالت را بر پا دارد ، مؤمن به دين حقّ باشد و خود را پايبند فرمان خدا قرار دهد . » « 1 » امام ( ع ) نامه را به همراه « مسلِم » و چندتن از فرستادگان به كوفه فرستادو نمايندهء خود را به تقوا ، مهربانى و پوشيده داشتن مأموريّت خود توصيه كرد وافزود : « اگر مردم را يكدل و هماهنگ ديدى بىدرنگ گزارش كن ! » « 2 » نمايندهء امام حسين ( ع ) در كوفه « مسلم بن عقيل » نيمهء ماه رمضان از مكّه به مدينه رفت و پس از زيارت قبر پيامبر ( ص ) و وداع با خويشان ، همراه دو راهنما از قبيلهء « قَيس » شبانه از بيراهه رهسپار كوفه گرديد . « 3 »

--> ( 1 ) - ر . ك . الارشاد ، ص 204 . ( 2 ) - ر . ك . الارشاد ، ص 204 . ( 3 ) - مروج الذّهب ، ج 3 ، ص 54 .